هزینه نذورات و راه خرج آن

یک مقام مسئول اعلام کرد که هزینه هایی که مردم در دهه اول محرم صرف نذورات می کنند دو هزار میلیارد تومان است که این رقم معادل دو برابر کل بودجه سازمان بهزیستی است. با این حساب چنانچه مردم فقط نصف هزینه های نذورات ده روز اول محرم را به بهزیستی بپردازند، این سازمان می تواند مقرری ناچیزی که به ایتام، زنان بی سرپرست و ... می دهد دو برابر کند و گره بزرگی از زندگی قریب چهار میلیون نفر افراد تحت پوشش خود بگشاید.

هدایت چنین منبع عظیمی به سوی هزینه شدن سیستماتیک در یک نهاد عام المنفعه به منظور سامان دادن به بخش هایی از جامعه که لاجرم فاقد شغل یا توان کار هستند، در نظر اول کاری سهل می نماید اما به آن آسانی که در نظر اول می نماید نیست.

.

.

.

موقعی مردم حاضر می شوند کمک ها و نذوراتشان را در اختیار نهادهای دولتی خیریه ای بگذارند که اعتماد کامل داشته باشند که آنها به نیابت از صاحبان هزینه های خیریه، کارشان را به نیکی و سلامت به انجام می رسانند. اما آیا اکنون این جوّ اعتماد به تمامی در جامعه جاریست؟

در باره سرمایه (اعتماد) در سالهای اخیر بسیار سخن گفته شده است از زمانی که مفهوم سرمایه در دهه های پایانی قرن بیستم بوجود آمد، کماکان (اعتماد) مهمترین سرمایه اجتماعی است. سنجش (اعتماد)، راه های علمی و شیوه های متنوعی دارد اما مردم نیز به فراخور می توانند میزان اعتماد در جامعه را لمس و درک کنند.

.

.

.

قسمتی ازسرمقاله روزنامه اطلاعات به قلم علیرضا خانی با عنوان ( هدایت ) و یادداشت سردبیر

روز شنبه 24 مهر 1395 هجری-خورشیدی

 

پاکبانان شهر و روستا

نیک است یادی و تشکری و قدر دانی کنیم از پاکبانان شهرداری که در مراسم جشن و عزاداری ها و مناسابتها که مردم نذری پخش می کنند و تعدادی به علت نا آگاهی پلاستیک و ظرف های حاوی نذری را پس از مصرف در خیابان و کوچه و بیابان و طبیعت رها می کنند و عزیزان کارگران و پاکبانان شهرداری و یا کسانی دیگر به طور خود جوش در روستاها به جمع آوری و دفن این زباله ها می پردازند تا دوباره چهره شهر و روستا و خیابان و کوچه و طبیعت زیبا و تمیز و پاک شود.

یکی از اشخاص خوش اخلاق و کارآمد و دلسوز و مهربان که همواره به تمیزی و پاک کردن خیابان و کوچه و جدول به طور جدی و با دقت عمل می کند آقا نصرالله علیمرادی است که در شهرک ولیعصر با پشتکار و دلگرمی محل را همیشه تمیز نگه می دارد از خدای مهربان برای آقای نصرالله علیمرادی و دیگر همکاران گرامیشان که با تلاش شبانه روزی شهر را همواره پاک و تمیز و زیبا نگاهداری می نمایند آرزوی سلامتی و شادابی و موفقیت و عمر با عزت می طلبیم.

محرم 1395

 

 

صرف شام نذری شب شام غریبان داخل مسجد که به علت ازدحام جمعیت داخل سالن جا نبود!

 

یادواره شهدای قلاباخون

یادواره شهدای گرانقدر روستای قلعه باباخان با سخنرانی  امام جمعه محترم

شهرستان ملایر حاج آقابرقراری در تاریخ 1395/7/29  از ساعت 9:30 صبح الی 1

بعدازظهر در  مسجد امام حسین(ع) برگذار میگردد.

یادواره شهدای قلاباخون 1395

قرآن

گردآوری قرآن

بر طبق سنت، این کار به دست زید بن ثابت انجام گرفت و متن را به خلیفه نخست - ابوبکر - دادند و سپس به خلیفه دوم عمر، رسید و پس از درگذشت عمر، در اختیار دخترش حَفصَه، یکی از زنان پیامبر(ص) ، قرار گرفت. عثمان - خلیفه سوم - پس از مشورت با کسانی که این متن مقدس را از بَر داشتند، دستور به جمع آوری قرآن برای بار دوم، و این بار نیز تحت هدایت زید بن ثابت داد. این متن، که به نام نسخه عثمانی شناخته می شود، چیزی بود که عثمان کاتبان را به رونویسی از آن امر کرد. سپس رونوشت ها را به چهار شهر بزرگ اسلام در آن زمان، یعنی مکه، کوفه، بصره و دمشق فرستاده شد و عثمان یک رونوشت نزد خودش نگه داشت. سپس این پنج متن، مبنای قرآن مکتوب که امروز در اختیار داریم، قرار گرفت.

ساختار صوری قرآن

قرآن شامل 114 سوره است. « فاتحه » سوره آغازین آن دارای هفت آیه است و پس از آن سوره « بقره » قرار گرفته که بلندترین سوره قرآن است. سپس به تدریج هرچه در متن پیش می رویم، به عنوان یک قاعده کلی، سوره ها کوتاهتر می شوند، گو اینکه این قاعده استثناهایی نیز دارد. بخش اخیر قرآن، شامل کوتاه ترین سوره هاست، ولی آخرین سوره، به لحاظ تعداد آیات یا کلماتش، کوتاه ترین سوره نیست.

جزء و پاره

قرآن کریم افزون بر اینکه به سوره ها و آیات تقسیم شده است، دارای « سی جزء » است و هر جزء (یا پاره) نیز تقسیم به دو ( در برخی کشورها ) و یا تقسیم به چهار می شود و حاصل تقسیم هر جزء به دو شصت « حزب » و تقسیم هر جزء به چهار، یکصد و بیست « حزب » می شود و به منظور سهولت در خواندن و شمارش، هر حزب نیز به نصف ها و ربع هایی تقسیم می شود.

شکل رمزی حروف الفبا

اسم الله شامل همه ی اسمای الهی است و به همین دلیل، یکی از نام های پیامبر(ص)، به عنوان انسان کامل به تمام معنای کلمه، « عبدالله » است و نه مَثَلَن عبدالکریم.

دستگاه خط این الفبا نیز که عربی قرآنی در قالب آن کتابت شده است، معنایی/مفادی رمزی دارد که در برخی مطالعات سنتی در باره معنای قرآن، روشن شده است، برای مثال در زبان عربی، همانند زبان انگلیسی، دو حرف نخست الفبا، الف و باء است. در دستگاه خط عربی، « الف » را به شکل یک خط عمودی مستقیم و « باء » را به شکل خط افقی با نقطه ای در زیرش می نویسند. حال، الف نخستین حرف اسم الهی الله و باء نخستین حرف واژه قرآن، یعنی « بسم الله » است که کل متن آن به نام « بسمله » شناخته می شود. بر طبق علم رمز پردازی دستگاه خط عربی، « الف » رمز نزول کلمه الهی از عالم تعالی/تنزیه الهی و « باء » رمز پذیرش آن در عالم بشری و در زبان بشری است که از این رهگذر تقدس یافته است. نقطه زیر « باء »، رمز تلاقی گاه این دو حرف ( دوحرف عمودی و افقی )، است و بنابراین ذات همه حروف عربی و در نتیجه ذات قرآن را تشکیل می دهد. در خوشنویسی عربی سنتی، خطوط از تکرار هماهنگ نقطه واحد تشکیل شده است.

خلاصه شده و برگرفته از روزنامه اطلاعات به تاریخ دوشنبه 12 مهر 1395 مطابق با یکم محرم 1438 

به قلم استاد گرانقدر:دکتر سید حسین نصر و ترجمه دکتر انشاءالله رحمتی

 

 

درخت توت سیز رنگ

مراسم عزاداری امام حسین(ع)

همان درخت توت میدان قلاباخون که لباسی سبز رنگ در مراسم عزاداری امام حسین (ع) به تن کرده و شاهد اتحاد و همدلی مردم است.مراسم احتمالن مربوط به سال پیش باشد ...

درخت توت

درخت توتِ میدانِ قلاباخون

درخت و دیوارهای گِلی شاهد خاطرات بسیاری از زندگی شاد و غم و مراسم جشن و عزاداری بوده اند روبروی این درخت صبور و کهنسال و تاریخی مسجد امام حسین(ع) قلاباخون (قلاواخون) قرار دارد که تا چند روز دیگر باز شاهد مراسم عزا داری سالار شهیدان امام حسین(ع) باشد و مردم باز در کنار هم برای مراسم دهه ی محرم و تاسوعا عاشورا به عزا داری بپردازند.

رودخانه ی بی گناه

رودخانه قلاباخون

رودخانه ای(روُخُونُه) که روزی با بستن بَند(گَهَر) قابل شنا کردن در گرمای تابستان بود و حتا دارای چشمه هایی بود که آب چشمه ها و رودخانه به دلیل پاکی و بی آلایشی قابل نوشیدن بودند ...

کوچه ی باریک خاطرات

 

نممونه ای از جوانمردی و انصاف ایرانی

تذکر همیشه تازه شاپور دوم در رَدِ جنگ غیر منصفانه

28 آگوست 378 میلادی شاپور دوم (ذوالاکتاف) شاه وقت ایران از دودمان ساسانی که در کاخ تیسفون در جمع مقامات کشور به پیشنهاد تنی چند از ژنرال های ایران که قبلن به او اطلاع داده بودند که "والنس" امپراتور روم در جنگ با ویزیگوت ها در منطقه ادریانوپل کشته شده است و خواسته بودند که از فرصت استفاده کند و تا رومی ها کمر راست نکرده اند آنان را به آن سوی دانوب عقب زند پاسخ داد و گفت که این پیشنهاد به این جهت پذیرفتنی نیست که دلیلی برای جنگ وجود ندارد.شاپور درآن جلسه تاکید کرده بود که داشتن قدرت و به دست آوردن فرصت نمی تواند تعرض به دیگران را توجیه کند.شاپور دوم خطاب به آن جمع گفته بود که ما (ایرانیان) هونها را به اروپا راندیم و آنان ویزیگوت ها(دسته ای از ژرمن ها) را به اطراف دانوب فراری دادند تا جایشان را بگیرند و در اینجا، این فراریان با وجود دریافت پناهندگی از امپراتور روم ، تحت ظلم و ستم کارگزاران و عمال آن قرار گرفتند، شکیبایی خود را از دست دادند و سر به شورش برداشتند که والنس مغرور از باده قدرت، خود به سرکوب کردن ایشان شتافت که بر خلاف تصورش نابود شد.

  نقل از: روزنامه اطلاعات به تاریخ  شنبه 6 شهریور 1395 

 

رهبر قوم " هون " - آتیلا - بوده که هنوز هم در جهان و تاریخ به بی رحمی و سنگدلی و خونریزی معروف است

به نظر می رسد که مجارستان (هانگری) فعلی و مردم برخی کشورهای اروپایی و قسمتی از روس ها از باقیمانده همان نژاد " هون ها " باشند.

 

گروگان خورشید

قصیده ای به پارسی سره

گروگان خورشید

استادخلیل الله خلیلی- افغانستان

میهن ایزد از من اگر جان ستاند         در آن کشورِ رادمردان نشاند

در آنجا نشاند که زادم ز مادر              در آن زادگاه بزرگان ستاند

در آنجا که سُتوار کوه بلندش         گروگان ز خورشید تابان ستاند

درخت گَشَن شاخِ گردون شکافش       کلاه بزرگی ز کیوان ستاند

در آنجا که جنگنده مرد دلیرش        ز جنگاوران خود و خِفتان ستاند

به توفنده دریاز کام نهنگش          به سر پنجه ی خشم، دندان ستاند

ز چنگال شاهین، به نیروی بازو           دل گرم و خونینِ مرغان ستاند

در آنجاستاندکه یکتا پرستان              سر از پیکر بی خدایان ستاند

در آنجا که نای شُبانش شبانه         گهی جان فزاید، گهی جان ستاند

بسا پیرمردش که جان " شهادت"1          ز دشمن به دستان لرزان ستاند

بسا نوجوانش که با فرّ و نیرو              دل از سینه ی شرزه شیران ستاند

شکوهنده تر چیست در زیر گردون        ز نامی کهمردی ز مردان ستاند؟

برازنده تر کیستزان رادمردی             که داد خود از چرخ گردان ستاند؟

شگفتا که گیتی به ما زندگی را         چه دشوار بخشد، چه آسان ستاند

چراغی که شب برفروزد به شادی           به صد اندُهش بامدادان ستاند

گهر بازگیرد ز دیهیم شاهان                     کمر  از برِ پهلوانان ستاند

----------------------------------

1-در پارسی به جای "شهادت" واژه ای موجود  نیست!

برگرفته از روزنامه وزین اطلاعات چهارشنبه 12 خرداد 1395

(سره . [ س َ رَ / رِ ] (ص ، اِ) زر رایج تمام عیار باشد و نقیض قلب است که ناسره گویند. (برهان ) ، (جهانگیری ). سیم و زر قلب راناسره خوانند و پاک را سره .)  لغت نامه دهخدا

 

 

 

انگور کشمشی طلایی

انگور کشمشی طلایی که از زخم کرم خوشه خوار رنجور شده اما همچنان می درخشد

این انگورها این روزها به سایه خشک و سبزه(تیزابی) و کشمش و فراورده های دیگری چون شیره تبدیل می شوند و کام خیلی ها را شیرین می کنند ...

نمی دانم + کاندید یا کاندیدا؟

جابجایی در حتا یک نقطه و یا یک حرف و یا کم یا زیاد نمودن آن ها معنی واژه ها را تغییر داده و گاهی ضد هم کرده و یا مستهجن می نماید پس در نوشتن و بیان واژه ها بایستی بیشتر دقت نماییم در روایتی داستان گونه که به احتمال استناد تاریخی هم داشته باشد و شاید شبیه آن بسیار اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به این صورت است که حاکمی یا پادشاهی دستور اعدام شخصی از یاران یا وزیران و یا افراد تحت امر و یا حکومتش را صادر می کند اما پس از مدتی پشیمان شده به پیکش دست خط و یا احتمالن شفاهی عرض می کند که به طور خلاصه " اعدامش نکنید " اما نویسنده و یا گوینده و یا نویسنده حرف " ن " ابتدای واژه را فراموش می کند و اتفاقی که نمی خواسته اند می افتد و شخص بیچاره را اعدام می کنند هرچن این اتفاق این طور که نقل می کنند برای مرحوم میرزا تقی خان امیر کبیر هم افتاده است و جناب ناصر الدین شاه قاجار از حکم قتل امیر کبیر پشیمان می شود و پیکی تیز پا می فرستد تا دستور کشتن امیر کبیر اجرا نشود اما پیک شهوت قدرت جناب میزا آقاخان نوری و مادر مخدره سلطان ناصر الدین شاه به نظر تیزتر بوده و بسیار تعجیل داشته اند که دستور قتل زودتر اجرا شود بنابراین وقتی پیک شاه نادم میرسد که کار تمام شده است معمار پیشرفت و نوین سازی و مدرن سازی ایران امیرکبیر اجرا شده بود و ...

مطلب دیگر اینکه گفتن کلمه یا واژه " نمی دانم " برای برخی سخت است و ارتباطی هم به خلوص نیت داشتن و یا نداشتن شاید نداشته باشد اما همین گفتن " نمی دانم " چه بسا انسانهایی را از گرفتاری و یا حتا مرگ نجات داده است من خودم دردسرهای بسیاری را از این بابت کشیده و هزینه نموده ام و شاید برخی هم با بنده هم عقیده باشند در مورد مراجعه کردن به پزشک اگر " نمی داند " بهتر است اعتراف کند و جان بیمار را به خطر نیندازد، در مورد تعمیر ماشین و یا وسایل خانه و هر کار تخصصی یا ساده بهتر آن است که انسان اگر " نمی تواند " کاری را درست و دقیق و بی عیب انجام دهد و در واقع " نمی داند " بسیار ساده بگوید " نمی دانم " و گاهی هم بند ه کسانی را دیده و برای کارهایی به آن ها مراجعه کرده ام و خیلی راحت و ساده گفته اند " نمی دانم " و ...

 

آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند
آگاهش نمایید که بس خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
 از: ابن یمین