جهان به مجلس مستان بی خرد ماند

که درشکنجه بود هرکسی که هوشیار است

صائب تبریزی

.............................

تا توانی در جهان يكرنگ باش

قالی از چند رنگ بودن،زير پا افتاده است

.........................‌‌.‌......

در اين دنيای بی حاصل چرا مغرور ميگردی

سليمان گر شوی آخر،نصيب مور ميگردی

.............‌.‌‌...................

عصا گر خم شود هر دم، به گوش پير ميخواند

مگر در خواب بينيد بار ديگر نوجوانی را

...................................

من از روييدن خار برسر ديوار دانستم

كه ناكس كس نميگردد، بِدان بالا نشينيها

...........................‌.‌.......

​کوه از بالانشینی، رتبه ای پیدا نکرد

جاده از افتادگی، از کوه بالا می رود​​​​​​

......................................