کار آفرینان قلاباخون

برای آگاهی بیشتر بر روی نوشته کلیک نمایید

تاریخچه شرکت ایروف

در اوایل دهه 80 برادران جعفری ( آقایان داوود و مسعود ) با همراهی برادران رضایی ( آقایان حمید و مجید ) و جناب آقای مهندس صمدبیک ، مسیر تازه‌ای را در پیش روی این صنعت قرار می‌دهند ، راهی پر پیچ و خم ولی روشن ، “کمال آوری صنعت کشش مفتول در ایران” استفاده از تکنولوژی‌های نوین با خرید ماشین آلات روز خارجی‌ ، بومی کردن صنعت مفتول با ساخت ماشین آلات کشش و تجهیزات جانبی‌ ، ارتقاء سطح کیفی محصولات همزمان با افزایش سطح دانش فنی ، نیروی مولد تشکیلاتی ، سپردن امور در سطوح مدیریتی به نیروهای جوان و متخصص و سرانجام اینکه :

ترکیب صنعت و سرمایه، تولید و تجارت، معجونی شد برای رشد شکوفایی !

شرکت ایروف   با برخورداری از تجارب 35 ساله مدیران بنیانگذار آن در صنعت کشور بخصوص در بخش صنایع مفتولی در سال 1381 تاسیس گردید و یکی از بزرگترین تولید کنندگان مفتول‌ های فولادی صنعتی در سطح ایران می‌ باشد و با کادر فنی مجرب و ماشین آلات مدرن و متعدد کشش مفتول و همچنین آزمایشگاه کنترل کیفیت در زمینه تولید مفتول‌ های صنعتی که مواد اولیه کارخانجات لوازم خانگی قطعه سازان خودرو و تولید کنندگان پیچ و مهره محسوب می‌شوند ، فعالیت می‌ نماید.

واژه های محلی قلاباخونی

آ:

آوید=شد ، آویدَه ، آویدیم ، آویدِن ، آویدِنَن ، آویدِم

ا:

ایمان=ما ، اینُون=اینها ، اینا ، ایناها ، اُوماد=آمد ، اِوُرد=آورد ، اِساد=گرفت ، اِشکِناد=شکست ، اِشکِنهَ ، اُومادیم=آمدیم ، اُوناها ، ایناهاش ، ایناش ، اینجِن=اینجا ، اُونجِن ، اِشکِسهَ=شکسته

ب:

بَرِو=برو ، بَدِو ، بَنیش ، بَویز=بیختن ، بَریز ، بَن تُمُون=بند تُمبان

پ:

پِلِو=پَلو ، پُورتَغال ، پَلتَه ، پیالَه ، پالتِو ، پَلودَرد ، پَلتَه پِلِو

ت:

تُومُون=تُمبان،شلوار،زیرشلواری ، تُونِکَه=شُورت ، توروَه ، تَرکَه=چوب نازک ، تَلَلوا=حلوا ، تَرخِنَه ، تَزخِنَه دو ، تیلیت=تیرید ، تُوکِه لَغَه=لگد با نوک پا

ث:

ج:

جِو=جُو ، جِودو ، جو ، جومال=تمیز کردن جوی کشاورزی در ابتدای بهار ، جِودَرِو ، جووال=جای کاه یا علف خشک ، جووالدوز ،جُمجُمَه

 

واژه های محلی قلاباخونی

ل:

لَف=سیل،جاری شدن یکباره آب در اثر باران تند و شدید

لوچهَ=خمره ای کوچک که در آن شیر،کشمش،سایه خشک، ... بریزند

لِو=لب،لب دهن،کنار چیزی

لِووَ=لبه جایی یا چیزی

لُوچ=لب پایین دهن معمولن گویند

لیفهَ=لبه بالایی شلوار که بندی به آن آویزان است

لِولُووَ=گیاهی که آن به آن به نظرم عشقه هم گویند و پیچ پیچ باشد و بیشتر در خاکهای حاصلخیز باغ ها می روید

لِومَمَه=در گذشته زنان روستا که تعدادی گوسفند شیر ده داشتند با چند خانواده هم محلی خود مشترک می شدند و یگ " واره" یا گروه تشکیل می دادند که صبح و غروب شیرهای گوسفندان را با هم جمع می کردند و نوبتی برای یکی از واره ها می بردند و به آن " شیر و شیر واره " می گفتند مقیاس اندازه گیری آن ها در " لوچهَ" واژه ای به نام " مَمَه" بود اگر شیر تا لب خمره  بود می گفتند " لو ممه" و اگر پایین تر بود می گفتند "قد ممه" و اگر باز پایین تر بود نی گفتند "ته ممه" وا با این مقیاس بدهکار یا طلبکار از کروه خود می شدند.

چنین است که واژه " مَملُو " نیز ساخته شده از واژه " لِومَمَه " باشد که به مرور زمان تغییر شکل و تلفظ یافته است