شیر جوش(سنگ داغ)
همراه گله گوسفندان بودن و با حیوان بی آزار و مفید و طبیعت بخشنده به سر بردن به ویژه با روستائیان عزیز که هستی جهان و افکارت در آرامش قرار می گیرد در گذشته که بارندگی به حد وفور بود و دشت و صحرا و کوه و تپه ماهور ها هم سر سبز تر بود و علف به قدر کافی برای گوسفندان گیر می آمد و مردم دِه هم شهر زده یا غرب زده! نشده بودند و تعداد گوسفندان هم به لطف خدا زیاد بود طوری که دِهِ ما دو تا گله گوسفند به همراه دو چوپان داشت که شاید هر گله اش حدود چهارصد یا پانصد راس گوسفند داشتند و به منظور کمک به چوپان عزیز هم هر چند نوبت یک نفر از گوسفند داران با توجه به تعداد گوسفندان که در گله داشت یکی از افراد خانواده که معمولا پسر کوچکتر که توانایی بیابان گردی را داشت به اتفاق چوپان محترم گله به صحرا می رفت تا هم کمک باشد و هم از یورش گرگ ها به چوپان کمک نماید هرچند که برخی از چوپانان دِهِ ما سگ گله هم داشتند اما برای کمک به زاد و ولد گوسفندان و باران زدگی و جلوگیری از بردن گوسفندان توسط سیل های بهاری نیاز بود که دو نفر با گله همراه شود و معمولا گوسفندان هم شیرشان در آن زمان ها بیشتر بود چوپان هم حق داشت برای ناهار خود و همراهش اگر مایل بودند از شیر گوسفندان شیر جوش (سنگ داغ) درست کنند برای این کارتعدادی میش و تعدای کمتر هم بز ها را که شیر دهی خوبی داشتند انتخاب کرده می دوشیدند و قبلا هم تعدادی سنگ مخصوص این کار که در اثر حرارت تکه تکه نمی شدند را در آتش هیزم قرار می داد تا خوب داغ می شد و سپس شیر را با پارچه ای تمیز صاف می کردند و قره قُوروت هم که به مقدار کافی به شیر زده بود و سنگ ها را با احتیاط به داخل ظرف شیر می انداختند تا شیر به این طریق داغ شده به حالت جوش در بیاید که این کار هم نیاز به تجربه و تخصص دارد و کار هر کسی نیست تا اینکه شیر آماده مصرف شود سپس با نان خوش طعم و خوش مزه و خشک محلی در کاسه ای که هر شخص داشت تیلیت(تریت) می کردند، این غذا بسیار خوشمزه و مقوی بود یا غذای دیگری که به این طریق به دست می آوردند به آن تَلُه شیر می گفتند و به این صورت بود که مقداری آرد به شیر اضافه می کردند و باز با نان خشک در این شیر تیلیت می کردند.البته پس از داغ کردن شیر دو باره شیر را می پالانند(صاف می کنند).ما هم به یاد گذشته مقداری شیر از عمو هُوَت عزیز و مقداری هم از عمو نبی محترم خریداری کرده با دوستان و همولایتی ها به کهریز رفته با کمک و یاری عمو حشمت خودمان که در این کار با تجربه است شیر جوشی درست کردیم و جای شما خالی با دوستان نوش جان کردیم.

قلعه باباخان (قِلاباخُون=قِلاواخُون):روستاي قلعه باباخان در سمت جنوب شرقی ملاير و در فاصله حدود بیست و پنج كيلومتري شهر ملایر مي باشد.روستاهای مسیر جهت رسیدن به "قِلاباخُون" عبارتند از:گوراب-ازناوله-جوزان-توسک-مانیزان(خیرآباد)و در نهایت= قلعه باباخان(قِلاباخُون).داراي مردماني متدين با فرهنگ و اكثرا تحصيل كرده اند. قلعه باباخان در بين درّه اي سر سبز به نام دره جوزان قرار گرفته كه از اواخر فروردين تا قبل از برگ ريزان سرتاسر منطقه چون ياقوتي سبز مي باشد.خصوصا اگر از ارتفاعات مشرف بر اين منطقه نظاره گر زيبايي بهشتي آن باشيد هوش از سرتان مي پرد.سرتاسرکناره رودخانه ای که از گماسا شروع شده و به رودخانه حرم آبادمی پیوندد انباشته از انواع درختان و باغهای(انگور) سبز و با صفا است.لشکردر جوزان و زیارت در مانیزان و دربند بابلقانی و گماسا و چندین چشمه سار و بیشه خنک و خوش آب و هوا در این منطقه قرار دارد که چشم به راه نگاه مهربان مردم است. محصولات انگور این منطقه به ویژه کشمش آن معروفیت جهانی دارد. این هم وبلاگ قلعه باباخان تقدیم به شما،منتظر حضور فعال شما هستیم.