با سپاس بیکران از رحمت و لطف خداوند یکتا و بزرگ و مهربان که باران رحمت خود را پس از روزهای طولانی انتظار بر ما نازل فرمود و روح و دل همه موجودات زنده اعم از نباتات و حیوانات و انسان ها را شاد نمود و لطافتی به زمین تشنه داد.بالاخره پس از مدتی نسبتا طولانی باران نم نم بهاری پس از نیمه شب و در حدود ساعت چهار رسمی به صورت پیوسته تا حدود نیمه های روز و به مدت شاید ده یا یازده ساعت بارید و موجب طراوت بیابان و کشتزارها و افزایش آب های زیر زمینی شد تا به ما نشان دهد که: در نومیدی بسی امید است/پایان شب سیه سپید است،و چنانچه صبر و تحمل داشته باشیم و از رحمت الهی نا امید نشویم و با نیت و عمل و دعای خیر همواره چشم به راه مهر و بخشش خدای بزرگ و مهربان باشیم،خدای مهربان هم نعمات خود را بر ما نازل می فرماید،در برابر این همه لطف و مهربانی خداوند عزیز و بخشش و بهره دهی زمین به ما بد نیست ما هم کمی با این زمین که نعمت خدای رحیم است مهربان باشیم و تنها از زمین خدمت گزاری صرف نخواهیم بلکه کمی هم ما به این زمین با ارزش خدمت کنیم و آن را تمیز نگه داریم و بی حد و حساب تخریبش نکنیم و با آلودگی هایی که زمین پاک را تهدید می کند مبارزه ای مفید و مثبت کنیم.

در فرهنگ منطقه ما این حدود از ماه اردیبهشت را که تقریبا شصت روز از بهار می گذرد را با نام بارانِ شصتهَ باروُن می نامند که معروف بود در قدیم می گفتند: شصّهَ باروُن،پَمّهَ کاروُن،زیرا در این حدود از بهار وقت کاشتن پنبه بوده است و مردم نیاز های پوششی خود را از طریق کشت پنبه بر طرف می کرده اند وضع روستا طوری بوده که تقریبا یا شاید اگر گزافه نگوییم خود کفا بوده و کمتر نیاز به خارج از روستا داشته مگر در سال های خشکسالی که گاهی ناچار می شده اند محصولات خوراکی مانند گندم را در مقابل محصول دیگری که می داده اند از جا هایی دیگر وارد کنند.